اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم

 

 

گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني . گفت من رويا هستم يا آرزو؟ گفتم روياي که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است.

 

 

بچه که بودم دستانم را از دستان نگراني که مراقبم بود رها مي کردم و آرزويم بود که تنها يک بار هم که شده تنها از خيابان رد شوم حالا که ديگر نمي شود بچه بود و فقط مي شود عاشق بود از سر بچگي هرچه وسط خيابان زندگي سر به هوا مي دوم هيچ کس حاضر نمي شود دستم را بگيرد و براي لحظه اي حتي مراقبم باشد.

 

 

 

شب شرابی خوردم و مستی مرا در بر گرفت , دوریت آمد به یادم , هستیم آتش گرفت.

 

 

شانه هایم زیر بار غم شکست

شاخه های سبز امیدم شکست

عشق ما در شیشه فرهاد بود

عشق شیرین ریشه اش در باد بود

هیچ کس حرف صداقت را نزد

هیچ کس دل را بر این دریا نزد

یک نفر امروز در چشمم شکست

یک نفر بار سفر بست و گسست

یک نفر با خاطراتم دور شد

یک نفر با قصه ها محشور شد

 

 

چقدر دوست داشتم یك نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس كه هیچ كس نبود ...همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم! با تویی كه از كنارم گذشتی و حتی یك بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانی است

 

 

 

 

فراموش شدگان هرگز فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند

 

 

اگر بارن بودم آنقدر می باریدم تا غبار غمهایت را بشویم، اگر ساز بود زیباترین ملودی هارا برایت می نواختم، اگر پروانه‌ بودم به‌ گردت می چرخیدم. اما افسوس كه‌ نه‌ بارانم نه‌ سازم و نه‌ پروانه‌ ولی به‌ اندازه‌ی تمام دنیا دوستت دارم...

 

 

عشق ناتمام می گوید: من تورا دوست دارم چون به‌ تو نیاز دارم،

عشق تمام می گوید:من به‌ تو نیاز دارم چون تورا دوست دارم.

 

 

 

بوسه برعکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست اما شيشه عمر من است
بوسه بر مويت زنم ترسم که مويت بشکند
موي توست اما ريشه عمر من است.

به نام کسی که یادش در بهار من ، نامش در اندیشه من ، عشقش در قلب من ، کلامش در دفتر من ، دیدارش آرزوی من است...

 



+ نوشته شده توسط عشق و عاشقی در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 و ساعت 22:33 |

ای عشــــــــــــــق ای نويد بهاران خـــوش آمدی
من تشنــــــــه لب تــــــو نم نم باران خوش آمدی

من مست غم عشقم با خنده خمارم کن ، صیاد اگر هستی با بوسه شکارم کن . . .

زمان ، طولاني مي شود براي كساني كه غصه دارند ، كوتاه مي شود براي كساني كه شاد هستند ، دير مي گذرد براي كساني كه منتظر هستند ، زود مي گذرد براي كساني كه عجله دارند ، اما ابدي مي شود براي كساني كه عاشق هستند

عشق را با آب چشم و شیره ی جان می نویسم//زیر باران می نشینم زیر باران می نویـسم
مصلحـت درعـاشقی را از دل دریا بجویم//جلوه ی معـصومیت را ازغـزالان می نویسم

سوختم در عشق جانانازکباب آموختم خون دل پیوسته خوردم ازشرا آموختم

 

زیبا ترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد . با وفا ترین دوست به مرور زمان بی وفا شد .

این پرپر شد ن از گل نیست از طبیعت است و این بی وفایی از دوست نیست از روزگار است

 

من به جرم باوفایی این چنین تنها شدم/ چون ندارم همدمی بازیچه دل ها شدم

اگر غم اسیرم کند ، غصه اگر پیرم کند ، دست بزرگ آسمان زمین گیرم کند ، بازم میگم دوستت دارم

 

من اگر اشک به دادم نرسد میشکنم

یادی از یاد عزیزان نکنم میشکنم


من در این خلوت خاموش سکوتم

اگر از یاد یار یادی نکنم میشکنم

 

عشق اين است كه تو با صداي من سخن بگويي و با چشمان من ببيني و هستي را با انگشتان من كشت كني

 

محبت گرشود پیدا به هر قیمت خریدارم // به یک لبخند زیبا می فروشم زندگانی را

 

نه شاهزاده ی یونانی ام نه شاخه زیتونی بر دست دارم
و نه مملکتی که پیشکش کنم
تنها میدانم آآآآآآه ای خدای من !!...

تو را دوست دارم

 

گرچی یوسف را عزیزمصر با درهم خرید / من تو را بانقد جان و دل خریدارم عزیز!

 

زمستان را دوست دارم چون فصل غم است
غم را دوست دارم چون گواه دل است
دل را دوست دارم چون تو را به من نشان داد
اما تو را دوست دارم بدون آنکه بدانم چرا؟؟؟؟

 

بـرای اینکه جام شراب زندگیتان همیشه لبریز ازعشق باقی بماند، میـبــایست زمانی که حق با شما نیست، خطایتان را بپذیرید و زمانی که حق با شماست، سکوت اختیار کنید

 

به من عاشق مسکین به حقارت منگر ، دل ما وسعت دریاست اگر بگذارند . .

 

زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم،نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود ...

زیباترین سخنی که شنیدم، سکوت دوست داشتنی تو بود...
...
زیباترین احساساتم، گفتن دوست داشتن تو بود ...
...
زیباترین انتظار زندگیم، حسرت دیدار تو بود ...

زیباترین لحظه زندگیم، لحظه با تو بودن بود ...

زیباترین هدیه عمرم، محبت تو بود ...

زیباترین تنهاییم، گریه برای تو بود ...

زیباترین اعترافم . . . .

عشق تو بود .

 

کسیکه عاشق است از جان نترسد / که عشق از کنده و زندان نترسد /
دل عاشق مثال گرگ گشنه / که گرگ از هی هی چوپان نترسد...

 

عشق یعنی قطره قطره آب شدن...

 در وفــور اشـک یـار گـــریان شـــدن

عشق یعنی بر دلی چیره شدن...

 دست از جان شستن و مـجنون شـــدن

عشق یعنی در حضور باران طوفان شدن...

در کنار قاصدک رقصیدن و پرپر شدن

عشق یعنی در عمیق قلب یار ساکن شدن...

بر دامان وی افتادن و بی جان شدن

عشق یعنی در پی باد رفتن و راهی شدن...

 از فراز کوه‌ها بگذشتن و پیدا شدن

 

 

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها برآن اثر می گذارد، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و خراج زندگی میکند و بر آشیانه بلندش ،روز  روزگار را دستی نیست... دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیباییهای روح که زیباییهای محسوس را به گونه ای دیگر می بیند.عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است. اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار است و سرشار از نجابت

 

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است.اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود، اگر تمام دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و " دیدار و پرهیز" زنده و نیرومند می ماند. اما دوست داشتن با این حالات ناآشناست.

 

عشق يعني چون خورشيد تابيدن بر شب هاي دوست
و چون برف ذوب شدن به غم هاي دوست

 

امروز مرا بخوان که فردا دیر است  / این خواب عجیب ما چه بی تعبیر است

فردا که ببینمت دگر عشقی نیست / فردا دل من از آشنائی سیر است . . .

 

گفت بنویس میمانم ، نوشتم میروم ، این غلط املائی مرا ویران کرد

و حالا باید روزی ۱۰۰ مرتبه از روی تنهائی بنویسم . . .

 

عشق اگر عشق تو و عاشق اگر من باشم

آنچه هرگز نرسد ، روز جدائی باشد . . .

 

بی تو شبها در دلم فال غزل وا میکنم / هر کجا نام تو آمد ، خوب معنا میکنم

گفته ام یا نه برایت ، بی حضور چشم تو / موقع دل تنگیم دریا تماشا میکنم . . .

 

در مسابقه زندگی گل زدن هنر نیست ، گل شدن هنر است

تقدیم به سرور گلها . . .

 

به درد هم خوردیم خوب است / به شانه بار هم بردیم خوب است

در این دنیا که پایانش به مرگ است / برای  هم اگر مردیم خوب است

 

ادبیات عشق :

جذاب ترین کلمه : آشنائی

متین ترین کلمه : دوستی

آرام بخش ترین کلمه : محیت

پاک ترین کلمه : وجدان

تلخ ترین کلمه : تنهائی

زشت ترین کلمه : خیانت

سخت ترین کلمه جدائی

و زیباترین کلمه : تو . . .

 

 

.

+ نوشته شده توسط عشق و عاشقی در چهارشنبه یکم دی 1389 و ساعت 18:34 |


خاک پای دوست شدن در نزد ما یک ارزوست/ گر دوست قابل بداند جان من تقدیم اوست
+ نوشته شده توسط عشق و عاشقی در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 و ساعت 21:8 |

تا جام عجل نکرده ام نوش هرگز نکنم تو را فراموش.
+ نوشته شده توسط عشق و عاشقی در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 و ساعت 21:6 |

دوست داشتم همیشه یک ابر بودم چون ابر اونقدر شهامت داره که وقتی دلش میگیره پیش عالم و ادم گریه میکنه .
يك نكاه كردم بسويت رفت ايمان از سرم___تا نبينم جشم مستت كي مسلمان ميشوم
+ نوشته شده توسط عشق و عاشقی در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 و ساعت 21:4 |


هر شهری یک شاهی داره هر شاهی یک تاجی داره من شاه و شما تاج سر ما هستی .
+ نوشته شده توسط عشق و عاشقی در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 و ساعت 21:2 |


اگر یادت کنم پروانه میشم / فراموشت کنم دیوانه میشم / غروب عاشقان رنگ طلاییست / اگر چه اخرش مرگ و جداییست
+ نوشته شده توسط عشق و عاشقی در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 و ساعت 21:0 |


شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن/ گر چه دور افتاده ام هرگز فراموشم نکن
+ نوشته شده توسط عشق و عاشقی در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 و ساعت 20:58 |


نه بلبل خواهد از زمستان جدایی / نه گل دارد خیال بی وفایی / ولیکن چرخش چرخ ستمگر / زند بر هم رسم اشنایی
+ نوشته شده توسط عشق و عاشقی در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 و ساعت 20:57 |

دیروز ما زندگی را به بازی گرفته بودیم، امروز او ما را به بازی گرفته... اما فردا چه خواهد شد؟
+ نوشته شده توسط عشق و عاشقی در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 و ساعت 20:55 |